.

امام علی ‌بن موسی‌الرضا علیه السلام

امام علی ‌بن موسی‌الرضا(ع) هشتمین امام شیعیان از سلاله‌ی پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام(ص) می‌باشند.

1391/12/22 سه شنبه

مورخان و محدثان مشهور، تولد آن حضرت را روز پنجشنبه یا جمعه 11 ذیقعده سال 148 ه.ق نگاشته‌اند.
پدر بزرگوار حضرت رضا(ع)، امام موسی بن جعفر(ع) هفتمین امام شیعه است و مادر بزرگوارش بانوی مکرمه‌ای است که با نام‌هایی چون تکتم، نجمه، سمّان، خَیزران، سَکَن، نَجیّه و طاهره از وی یاد شده ولی مشهورترین آن‌ها، تکتم است.
نام شریفش علی، لقب مشهورش رضا و کنیه‌ی معروفش ابوالحسن است.
حضرت ثامن الحجج(ع) با تأسی از سیره و روش پیامبر(ص) و پدران بزرگوارش که برگرفته از تعالیم عالیه‌ی اسلام می‌باشد، به عنوان آینه‌ی تمام‌نمای یک انسان الهی و مسلمان واقعی تجلی می‌نمود. ویژگی‌های اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب، تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ‌گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.
امام(ع) دانش خود را از جدش پیامبر(ص) به ارث بردند. ایشان سرچشمه‌ی جوشانی از علم و فضیلت بود که تشنگان دانش و معرفت از ایشان بهره می‌بردند و تشنگی خود را برای فهم مشکلات و حل معضلات، بدو فرو می‌نشاندند. ایشان بر تمام علوم و دانش‌ها تسلط کامل داشتند. مورخان و راویان در این موضوع متفق‌القول هستند که امام رضا(ع) دانشمندترین مردم زمان خویش و داناتر و شایسته‌تر از همه‌ی آنان در فرایض دین و دیگر علوم بودند. امام رضا(ع) بالاترین مرجع در جهان اسلام بودند و عالمان و فقیهان پرسش‌هاشان را که درباره‌ی فرایض اسلامی بود، نزد ایشان می‌فرستادند.
علم و دانش امام هشتم(ع) آن‌چنان نمایان بود که پدرش، ایشان را «عالم آل محمد(ص)» نام نهاد.
از دیگر ویژگی‌های منحصر به فرد امام رضا(ع) در آن عصر، آشنایی و تسلط بر دیگر زبان‌های رایج دنیا بود. حجت خدا، با افراد قبایل گوناگون و با سران ادیان و مذاهب به زبان آن‌ها سخن می‌گفت و به سخنان و پرسش‌های آنان گوش می‌داد و سپس به آن‌ها پاسخ می‌داد.
مدت امامت امام هشتم(ع) در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد: ده سال اول امامت آن حضرت که همزمان بود با زمامداری هارون، پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود و پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.
سرانجام مأمون تصمیم به قتل امام گرفت؛ زیرا دریافته بود که به هیچ روی نمی‌تواند ایشان را آلت دست خویش قرار دهد و عظمت امام رضا(ع) و توجه جامعه نسبت به آن گرامی نیز روزافزران بود و با تمام کوشش‌های مأمون که مایل بود بر شخصیت اجتماعی امام لطمه‌ای وارد سازد، شخصیت و احترام ایشان روز به روز اوج می‌گرفت.
مأمون می‌دانست هر چه بگذرد، حقانیت امام و تزویر مأمون بیشتر برملا می‌شود. از سوی دیگر عباسیان و طرفداران آنان از عمل مأمون در واگذاری ولیعهدی خود به امام رضا(ع)، ‌ناراضی بودند و حتی به عنوان مخالفت در بغداد با «ابراهیم بن مهدی عباسی» بیعت کردند و بدین ترتیب حکومت مأمون از جهات گوناگون در خطر قرار گرفته بود. لذا پنهانی در صدد نابودی امام برآمد و ایشان را مسموم ساخت تا هم از ایشان خلاصی یابد و هم بنی‌عباس و طرفدارانش را به سوی خود جلب کند.
مأمون پس از شهادت آن گرامی به بنی‌عباس نوشت: «شما انتقاد می‌کردید که چرا مقام ولایت‌عهدی را به علی بن موسی الرضا(ع) واگذاشتم. آگاه باشید که او درگذشت، پس به اطاعت من درآیید».
مأمون می‌کوشید طرفداران و پیروان امام رضا(ع) از شهادت ایشان مطلع نشوند و با تظاهر و عوام‌فریبی می‌خواست جنایت خود را پنهان سازد و وانمود کند که امام رضا(ع) به مرگ طبیعی درگذشته است، اما حقیقت پنهان نماند و یاران ویژه‌ی امام و وابستگان از ماجرا باخبر شدند.
«اباصلت هروی» که از یاران نزدیک امام رضا(ع) است، گفتاری دارد که چگونگی امور فی‌مابین مأمون و امام، و سرانجام قتل آن گرامی را برای ما بازگو می‌کند:
«احمد بن علی انصاری می‌گوید از اباصلت پرسیدم: چگونه مأمون با آن‌که به احترام و دوستداری امام رضا(ع) تظاهر می‌کرد و ایشان را ولیعهد خود ساخت، ممکن است به قتل او اقدام کرده باشد؟
«اباصلت» گفت: مأمون چون عظمت و بزرگواری امام را دیده بود، اظهار احترام و دوستی می‌کرد و ایشان را ولیعهد خود نمود تا به مردم وانمود کند که امام، دنیادوست است و در چشم مردم سقوط کند. اما دید بر زهد و تقوای امام رضا(ع) لطمه‌ای وارد نیامد و مردم از امام چیزی بر خلاف قدس و تقوا ندیدند، و به همین جهت مقام و فضیلت امام نزد مردم روزافزون شد.
مأمون از متلکمان شهرهای مختلف افرادی را گرد آورد به امید آن‌که یکی از آنان در بحث علمی بر امام غلبه کند و مقام علمی آن نزد دانشمندان شکست بخورد، و آن‌گاه به وسیله‌ی آنان نقص امام نزد عامه‌ی مردم مشهور شود؛ اما هیچ‌کس از یهودیان و مسیحیان و آتش‌پرستان و صابئین و برهمنان و ملحدان و دهری مذهبان و نیز هیچ جدل کننده‌ای از فرقه‌های مسلمانان با امام سخن نگفت مگر آن‌که ایشان بر او پیروز شد و او را به استدلال خویش معترف ساخت.
چون چنین شد، مردم می‌گفتند: «به خدا سوگند امام رضا(ع) برای خلافت اولی و شایسته‌تر از مأمون است» و مأموران مأمون این خبرها را برای او بازگو می‌کردند و او سخت خشمگین می‌شد و آتش حسدش زبانه می‌کشید. و نیز امام از گفتن حق در برابر مأمون پروا نداشتند و در بسیاری مواقع چیزهایی که ناخوشایند مأمون بود، می‌فرمودند. این نیز موجب شدت خشم مأمون و کینه‌ی او نسبت به امام می‌شد.
سرانجام چون مأمون از حیله‌های گوناگون خود علیه امام نتیجه نگرفت، پنهانی امام را مسموم ساخت».
«اباصلت» که خود همراه امام بوده و در دفن امام نیز شرکت داشته است، می‌گوید: در راه بازگشت از مرو به بغداد، در طوس مأمون امام رضا(ع) را با انگور مسموم و به قتل رساند.
پیکر پاک ایشان، در همان بقعه‌ای که هارون در گذشته مدفون شده بود، در جلوی قبر هارون به خاک سپرده شد. واقعه‌ی شهادت امام رضا(ع) در روز آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری بود و در این هنگام امام رضا(ع) پنجاه و پنج سال داشتند.
درود خدا و پیامبران و پاکان و نیکان بر روح مقدس آن بزرگوار.

بیشتر بخوانید:
- آستان قدس رضوی در گذر زمان
پیروز حقیقی
- ایران، به قدوم امام هشتم متبرک شده است
- روز شمار زندگانی امام رضا(ع)
- فرازهایی از سخنان امام رضا(ع)
- ویژه نامه چند رسانه ای جاده ولایت(سفر امام رضا علیه السلام از مدینه تا خراسان)
  نام نظر    
   
  پست الكترونيك  
   
  وب سایت  
   
     
 
امتیاز دهی
 
 
sama
1392/2/30 10:57:55
 
6
 
0
  پاسخ
سلام چند خطی از مطلب راجع به امام رضا ع رو خوندم ممنون از زحمات شما .

نظرات
نام نظر    
 
پست الكترونيك    
 
وب سایت  
 
 
نسخه قابل چاپ
مطالب مرتبط
امضایم یا ضامن آهوست
  • 1395/2/25 شنبه امضایم یا ضامن آهوست
    علیرضا مسعود‌ی یا همان علی مشهد‌ی نویسند‌ه توانمند‌ کشورمان که با استند‌اپ کمد‌ی «خند‌وانه» گل کرد‌ و به جمع بازیگران پیوست، اراد‌ت خاصی به امام‌ رضا(ع) د‌ارد‌.
کتابخانه تخصصی اهل بیت(ع)
  • 1394/8/19 سه شنبه کتابخانه تخصصی اهل بیت(ع)
    در سال 1332 شمسی، به همت یکی از نیکوکاران و شیفتگان کتاب، کتابخانه «جامع گوهرشاد» در جوار بارگاه منوّر رضوی متولد شد. واقفی بزرگ به نام «مرحوم سید سعید طباطبایی نایینی» که 5 هزار جلد کتاب چاپی و خطی خود را به انضمام املاک و رقباتی برای اداره کتابخانه اهدا کرد.
ﺟﺎﯾﮕﺎه اﻣﺎﻣﺖ از ﻣﻨﻈﺮ امام رضا(ع) بررسی می شود
زیبایی های کلام اهل بیت(ع) اطلاع رسانی شود
«حسن یزدانی» 2 مدال قهرمانی خود را به موزه آستان قدس رضوی اهدا کرد
پربازدیدترین ها آخرین مطالب
.گزارش روز
.
.

.All rights reserved by Astan Quds Razavi

تمام حقوق این وبگاه متعلق به آستان قدس رضوی است.
Guest (AQRGuest)