.

گزارشی از چگونگی شکل‌گیری قیام خونین 22 تیرماه سال 1314 در مسجد جامع گوهرشاد؛

کشتار خونین گوهرشاد؛ محصول سفر ترکیه رضاشاه

نخستین ثانیه‌های بامداد 22 تیرماه سال 1314 شمسی با نواختن ساعت بزرگ آستانه آغاز می‌شود. با زدن ضربه دوازدهم رگبار مسلسل‌ها شروع به باریدن می‌کند و کشتار عظیمی در جوار امام هشتم(ع) به وقوع می‌پیوند.

1396/4/25 يكشنبه

قیام خونینی با کشتار بیش از هزاران شهید در جوار‌ حرم مطهر امام مهربانی‌ها در می‌گیرد. کاشی‌های فیروزه‌ای مسجد گوهرشاد با خون شهدای مدافع حجاب گلگون شده و اعضای تکه تکه آنها بر در و دیوار مسجد مهری می‌شود بر این جنایت سخیف رژیم پهلوی و در تاریخ اسلام به ثبت می‌رسد.
                                 
پیشنهاد کشف حجاب در دوره ناصرالدین شاه
میرزاحسین سپهسالار صدرالاعظم قاجار به ناصرالدین‌شاه پیشنهاد می‌دهد تا بانوان ایرانی را کشف حجاب کند. اما این موضوع در زمان او پیگیری نمی‌شود چرا که آیت‌الله حاج ملاعلی کنی با قاطعیت در برابر این پیشنهاد می‌ایستد و می‌گوید «هرگاه کشف حجاب را در دربار خودت جاری کردی و همسرت را بی‌حجاب بیرون آوردی، در کشور هم همین کار را انجام بده». با این اعتراض آیت‌الله کنی قضیه کشف حجاب در دوره قاجار جدی دنبال نمی‌شود.
 
ترکیه؛ اولین سفر خارجی رضاشاه
رضاشاه در دوران حکومتش سیاست فرهنگی کشور را به تقلید از دولت‌های غربی پیش می‌برد. ورود امان‌الله خان، شاه افغانستان و ملکه بی‌حجابش در سال ۱۳۰۸ به ایران یکی از همین ساسیت‌های غرب‌گرایانه بود که اعتراض روحانیان هم به حجاب ملکه ثریا به جایی نرسید. با ورود ملکه بی‌حجاب افغانستان به ایران برگی از شایعات درباره تصویب قانون منع حجاب پخش شد و در گذر زمان این شایعه با اولین سفر خارجی رضاشاه در خردادماه سال 1313 به ترکیه به واقعیت پیوست و علائم آن از 13 فروردین‌ماه سال 1314 در جشنی به میزبانی علی‌اصغر حکمت برای عموم در شیراز بروز و ظهور پیدا کرد که دختران با حضور بر روی صحنه، کشف حجاب و رقصیدن بر روی سن مراسم آغازگر این کشف حجاب شدند. 
 
حمایت از آیت‌الله طباطبائی‌قمی
کم کم سختگیری بر حجاب اسلامی زنان و دختران و اجباری شدن کلاه شاپو و سیاست‌های تغییر لباس در دوران پهلوی اول جدی گرفته شد، علما در سراسر ایران به اعتراض برخواستند تا جلوی این سوغات ننگین رضاشاه را بگیرند. در شهر مشهدالرضا(ع) هم آیت‌الله طباطبایی‌قمی در مقابل این اقدام رضاخان به پا برخواست و برای صحبت کردن با رضاشاه تیرماه سال 1314 راهی تهران شد و در باغ سراج‌الملک در شهر ری سکونت یافت. مردم تهران به ملاقات او می‌رفتند، مأموران رژیم پهلوی محل اقامت او را محاصره کردند و رضاشاه هم حاضر نشد آیت‌الله طباطبایی‌قمی را ببیند. خبر حصر ایشان با اعتراض مردم، به ویژه مردم مشهد همراه شد.
 
تحصن مردم در مسجد گوهرشاد برای آزادی آیت‌الله طباطبائی‌قمی
شیخ بهلول یکی از نقش‌آفرینان قیام مسجد گوهرشاد به شمار می‌رود که قیام این مسجد با نام او گره خورده است. او در شهرهای خراسان به وعظ شناخته شده بود بنابراین از طریق زائرانی که از مشهد برمی‌گشتند، خبر رفتن آیت‌الله ‌قمی به تهران را برای گفت‌وگو با رضاشاه درباره قانون متحدالشکل شدن لباس و تغییر کلاه می‌شنود، فرصت را از دست نمی‌دهد و 18 تیرماه راهی مشهد می‌شود و با یک سخنرانی پرشور مردم را به قیامی بزرگ فرا می‌خواند.
 
18 تا 21 تیرماه 1314 با شیخ بهلول
با فراخوان شامگاه 18 تیرماه عده زیادی از زائران و مجاوران امام هشتم(ع) برای ایراد سخنرانی شیخ بهلول 19 تیرماه در حرم و مسجد گوهرشاد تجمع می‌کنند. اقبال با این شیخ ساده‌زیست همراه نشد و در عصر پنجشنبه 19 تیرماه توسط نیروهای امنیتی شناسایی و در صحن حرم مطهر دستگیر می‌شود. زائران از این اقدام مأموران امنیتی به خشم آمده و مانع بردن شیخ بهلول می‌شوند؛ خادمان حرم مطهر رضوی هم به وساطت می‌آیند و برای پایان دادن به غائله و عدم بی‌حرمتی به ساحت مقدس امام هشتم(ع) این شیخ را به کشیک‌خانه حرم می‌برند. ساعاتی نمی‌گذرد و با شورش جمعیتی از زائر و مجاور به رهبری نواب احتشام رضوی، شیخ را آزاد کرده و به مسجد می‌آوردند و بروی منبر صاحب‌الزمان(ع) می‌نشانند و با شعار زنده‌باد علما، زنده‌باد اسلام و شعار مرگ بر شاه، از او ‌خواستند سخنرانی کند. بهلول در مورد آزادی‌اش توسط مردم به آنها می‌گوید «ای مردم خوب کاری نکردید که مرا این‌گونه آزاد کردید. اکنون عملی که شده، ما نباید نرمی نشان دهیم تا حاج‌‌آقای قمی را آزاد کنند و احکام اسلام را جاری سازند یا همه کشته شویم». در پایان سخنانش از آنها خواست به  خانه‌هایشان بروند و آذوقه یک هفته خانواده را تهیه کرده و با سلاح برگردند. عده‌ای به منازل‌شان رفتند و بهلول هم با عده‌ای دیگر مسیر تحصن را از مسجد گوهرشاد به صحن نو (آزادی فعلی) تغییر دادند؛ پس از استقرار در مکان جدید، جمعیت تحصن‌کننده آن شب را با خواندن دعا و نیایش سپری کردند بدون اینکه هیچ‌یک از مقامات امنیتی معترض آنها شوند. اما روز 20 تیرماه با این سکوت مأموران امنیتی و حضور مخفی آنها در جمع متحصنان، عاقبت دیگری را برای جمعیت متحصن مسجد گوهرشاد رقم زد؛ با نواختن شیپور نظامی خفتگان بیدار شدند و به مسجد و جمع متحصنان آمدند. مأموران در حلقه متحصنان گیر افتاده و برای دفاع از خود به سوی مردم تیراندازی کردند و نخستین شهدای قیام را با شهادت انگشت‌شماری رقم زدند. کشمکش تحصن و کوتاه نیامدن مردم از اعتراض به زندانی شدن آیت‌الله قمی و کشف حجاب یک روز به طول انجامید و عاقبت در آستانه نخستین ساعات روز 22 تیرماه، خشم رژیم پهلوی کشتار عظیم و شهادت بیش از 2 هزار نفر را به سرانجام رساند و قیام چند روزه مردم مشهد با این جنایت هولناک پایان یافت؛ گرچه با گذشت چند دهه از این خیانت رضاشاه، گورستان دسته‌جمعی شهدای این قیام در هالی از ابهام است ولی نام و قیام مقدس آنها همچنان بر تارک تاریخ می‌درخشد.

تغییر لباس

جنایت رضاخان در سیاست‌های فرهنگی‌اش تنها به کشف حجاب زنان خلاصه نمی‌شود. او پس از تثبیت قدرتش به مرور و طی چند سال تغییر لباس اقشار مختلف کشور را در پیش گرفت. قانون متحدالشکل شدن لباس اتباع ایرانی در داخل مملکت در دی‌ماه ۱۳۰۷ در مجلس شورای ملی وقت تصویب شد و طی این مصوبه تنها کارکنان دولت و دانش‌آموزان مدارس مشمول  طرح متحدالشکل شدن لباس نبودند بلکه این دولت وابسته به غرب پوشیدن لباس‌های ایرانی همچون قبا، شال، عبا، عمامه و پوستین را برای قشر روحانیت هم ممنوع کرده و کلاه پهلوی، کت و شلوار را جایگزین آنها کرد.
غلامعلی بخش‌زحمتکش، یکی از اساتید پیشکسوت مشهد است که در این‌باره می‌گوید «مرحوم رضوان یکی از اساتید قرآن مشهد بود که جلسات بسیاری در مشهد تشکیل داد و شاگردان بی‌شماری را تربیت کرد. او کتیبه‌نویس آستان قدس رضوی هم بود که قبل متحدالشکل شدن لباس‌ها، لباس روحانیت به تن می‌کرد؛ وقتی افراد مجبور به خلع لباس شدند او هم کت و شلوار با کلاه پوستی می‌پوشید و برای کارهای آستانه هم با همین فرم لباس حاضر می‌شد».
 
نقص عضو
رضاخان و مأموران مستبد و قلچماقش با این حرکت فرهنگی و سوغات غرب سقط جنین‌های بسیاری را مرتکب شدند. کودکان بسیاری را بی‌مادر کرده و یا با کشیدن چادر از سر زنان و مقاومت آنها موجبات نقص عضو را برای آنها فراهم ساختند. در این‌باره مریم جرجانی از خاطرات مادربزرگ مادرش می‌گوید «یک بار از مادربزرگ مادرم درباره پاره شدن گوشش پرسیدم که می‌گفت زمان چادربرداری برای حمام رفتن از خانه بیرون رفته بودم که یکی از پاسبان‌های رضاشاه چادرم را از سرم ‌کشید، برای اینکه چادرم از سرم نیافته، چادر را محکم گرفتم و آن پاسبان با شدت چادرم را کشید که همراه چادر گوشواره هم کشیده شد و گوشم پاره شده و خونریزی کرد با همان وضعیت وقتی به خانه برگشتم، همسرم ناراحت دوان دوان خودش را به آن پاسبان ‌رساند و تا می‌خورد آن پاسبان را کتک مفصلی ‌زد».‌

گزارشگر: آزیتا ذکاء

 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
مطالب مرتبط
پربازدیدترین ها آخرین مطالب
.گزارش روز
.گفت و گوی روز
.
فرهنگی
.

.All right reserved by Astan Quds Razavi

تمام حقوق این وبگاه متعلق به آستان قدس رضوی است.